![]() |
![]() |
|
| شعر و داستان |
|
وزغها چه غناعت پیشه اند از تمام لذت زندگی تنها به شیرینی بلعیدن مگسی بسنده کرده اند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 14:16 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 15:52 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:32 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:23 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
آی .... ماه دور زمین زمین دور خورشید خورشید دور نمی دانم چه! آی آی ... این همه دورت بگردم برای چه؟ خلایق فلاسفه در گور خفته اند آی آی آی... این همه فلسفه بافی برای چه؟ جهان رو به انحطاط می رود آی آی آی آی ی....دندان عقلم درد می کند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 14:16 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
کاش میفهمیدم معنای آفتابگردانی را که در ضخامت شب قطبی یک چاه رو ئیده است کاش میفهمیدم . من فقط یه گاوم که از استیصال مغز حرف می زنه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 13:54 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
باز باران باز باران با ترانه باز باران با ترانه آمد و شهرمان کثیفتر شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 13:33 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
باز باران باز باران با ترانه باز باران با ترانه آمد و شهرمان کثیفتر شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 13:33 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
قرارمان باشد از روشنایی پر ننگ سطح به تاریکی غفیف اعماق از سرزمین شاخه های سخت دور از هم به آنجا که ریشه ها به یکدیگر می رسند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 4:35 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
بر این گلدان تشنه آنچنان از آب سخن مگوی که بخیسانیم از عرق شرمساریم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 4:24 توسط محبوبه خداکرمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
پارسوماش نجات دهنده در گور خفته است ترکیب شانه هایت کمی قرمز می خواهد آئورلیانوی اول |
|
RSS
|